تاریخ فلسفه اسلامی (ماجد فخری)

ماجد فخری در این اثر سعی در ارائه یک تاریخ فلسفه اسلامی نو دارد. دغدغه های قلم او، می فهماند وی کاری خاص و ممتاز از سابقین خویش را در نظر می پروراند. به تعبیری، او با توجه به نارسایی های موجود در کتب تاریخ فلسفه اسلامی که در مغرب زمین به تحریر در آمده اند، در صدد برآمده تا تاریخ فلسفه اسلامی جدیدی بنگارد.

تحقیقاتی که در این زمینه در معرفی تاریخ فلسفه اسلامی به غرب تدوین شده، دارای کاستی هایی است. از سویی دید غرب به فلسفه اسلامی، یک رحم امن برای انتقال دست آوردهای فکری یونانیان باستان به پساتاریکی اروپا بوده است، که البته امروز با وجود مدارک اصیل یونانی، نیاز به آنها کم رنگ و بی رنگ شده است. از سوی دیگر، تفکر مدرن نیاز چندانی برای خود، در ملاحظه تراث یونانی خویش، همچو سابق نمی بیند. همچنین آثار موجود نیز گاه با اشکالهایی از لحاظ وسعت موضوع مورد بحث، روبرو می شوند و شاید پنداشتِ نبودِ تصحیح و تحلیل انتقادی جامع برای مصالح ساخت یک تاریخ فلسفه اسلامی، این مهم را سخت جلوه داده و به تاخیر انداخته است.

همچنین ببینید: ماجد فخری درگذشت …!

ماجد معتقد است، مقدار معتنی به ئی از این مواد و مصالح موجود است؛ مزید بر این، نوشتن چنین طرح جامعی، خود موجب پیشرفت این مصالح سازی می گردد.

چنانچه از مقدمه کتاب بر می آید، وی از لحاظ منبع شناسی، احتمالا با آثاری که پیش از او، در این موضوع نگاشته شده در ارتباط بوده است. به طوری که سیر زمانی نگارش آنها و نکات ضعف و قوت آنها را از نظر خواننده به اجمال گذرانده است. مولف همچنین مراجعه به نسخه های خطی آثار حکمای اسلامی را، مد نظر دارد. البته نباید دور از نظر داشت که گویی فخری در نگارش این کتاب، چنانچه از تشکر های آخر مقدمه بر می آید، از حمایت مناسب نرم افزاری و سخت افزاری بی بهره نبوده است.

وی، روایت صرف را در بیان وقائع تاریخی فلسفه کافی نمی داند، و تاکید دارد بدون تفسیر و تقویم این گذاره ها، هدف تعمق منسجم و شامل در کُنهِ هستی، به حاق خود نمی رسد. او در این بررسی ها، برای کم کردن لغزش های احتمالی به دست آوردهای دیگر محققان، حد الامکان عنایت دارد؛ لیکن تاکید اصلی او در شرح مفاهیم بر نوشته های خود فیلسوفان خواهد بود.

انتهای پیام/

پاسخ