«امتداد اجتماعی حکمت متعالیه»

استاد احمد حسین شریفی (زید عزه)

مرکز آموزش تخصصی فلسفه اسلامی حوزه علمیه قم، در راستای اهداف تمدنی و بررسی امتدادمندی فلسفه از اساتید فن، برای بحث در این موضوع دعوت بع عمل آورده است.

آنچه پیش روست، حاصل جلسه ای است که با حجت الاسلام احمد حسین شریفی دانشیار گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمت الله علیه و دبیر مجمع عالی علوم انسانی اسلامی، در محل مرکز آموزش تخصصی فلسفه اسلامی برگزار شد:

این استاد علوم عقلی در باره موضوع بحث گفت: فلسفه باید امتداد اجتماعی داشته باشد و  فلسفه انتزاعی محض نزد همگان مرجوح و بی­ فایده است. اغلب فیلسوفان از یونان باستان تا به امروز دغدغه امتداد فلسفه را داشته ­اند.

وی افزود: عالمان علوم اجتماعی همواره امتداد فلسفه را از فیلسوفان مطالبه می­کنند. دلیل آن این است که علوم اجتماعی، دانش­ هایی هستند که وابسته به مبانی معرفت­شناختی، هستی­ شناختی و انسان­ شناختی­اند. انتظار دانشمند علم اجتماعی از فیلسوفان این است که فلسفه خود را به گونه­ ای تبیین کنند که برای او قابل فهم باشد و بتواند آن را در دانش خود به کار برد.

دانشیار گروه فلسفه اسلامی موسسه امام، درباره شاخص ترین فیلسوفان این حوزه گفت: شاخص­ترین فیلسوفی که در جهان اسلام دغدغه امتداد فلسفه را داشته، فارابی است که طرح خود را در کتاب آراء اهل المدینة الفاضلة ارائه کرده است. در جهان غرب، بهترین الگو در این زمینه، توماس هابز است که در کتاب لِویاتان، بر پایه مبانی معرفت­شناختی، هستی­ شناختی و انسان­ شناختی­، مسائل اجتماعی و سیاسی را تحلیل می­کند.

یکی از دلایل کم توجهی فیلسوفان مسلمان پس از صدرا به امتداد اجتماعی فلسفه، حذف یا کم رنگ شدن مسائل علم النفس و حکمت عملی در کتاب­های درسی است؛ به عنوان نمونه، کتاب شرح منظومه در گذشته و بدایة الحکمة و نهایة الحکمة در عصر کنونی، کتاب­های درسی­اند که فاقد مسائل مزبور هستند.

دبیر مجمع عالی علوم انسانی اسلامی درباره دغدغه ملاصدرا در زمینه امتداد اجتماعی فلسفه افزود: صدرالمتألهین، فیلسوفی دغدغه­ مند در زمینه امتداد اجتماعی حکمت است. مفهوم امتداد حکمت صدرایی، می­تواند بر پایه تفسیری که از تعالی حکمت ارائه می­شود، متنوع باشد. دست­ کم می­توان دو تفسیر از متعالیه بودن حکمت ارائه داد:

  1. تفسیر فرآیندی و روشی:

این تفسیر بر فرآیند و روش­ فلسفه­ورزی صدرا تأکید دارد. صدرا مبدع نوعی خاص از روش­شناسی است که ابن­سینا و خواجه نصیر طوسی نیز آن را مدنظر داشته­اند. این روش­شناسی عبارت است از استفاده از منابع گوناگون معرفت (وحی، عقل، شهود) در فلسفه­ورزی (کثرت­گرایی روشی). بر این اساس این تفسیر، امتداد حکمت متعالیه عبارت است از: «بهره­گیری از روش­شناسی خاص حکمت متعالیه در حل مسائل اجتماعی».

2. تفسیر فرآورده­ای و محتوایی:

این تفسیر بر محصول و محتوایی که صدرا در حکمت خود ارائه داده است، تأکید دارد. امتداد اجتماعی حکمت متعالیه در این تفسیر را می­توان از دو منظر بررسی کرد:

  • الف) امتداد تحقق یافته تاکنون: در این نگاه، مجموعه مبانی اجتماعی صدرا پیرامون اخلاق و عرفان عملی، سیاسی مدن، مواجهه با انحرافات اجتماعی و… که در آثار گوناگونش وجود دارد را باید مدون نمود.
  • ب) امتداد قابل تحقق در آینده: از این منظر باید به دنبال پاسخگویی به مسائل نو پدید اجتماعی و سیاسی بر اساس مبانی حکمت صدرایی باشیم. برخی در این زمینه به دنبال استخراج مستقیم امتداد اجتماعی از مبانی عام هستی­شناسی هستند و عناوینی نظیر «ارتباط اصالت وجود و حکومت»، «نسبت تشکیک در وجود و فضای مجازی» و… را به کار می­برند. به نظر می­رسد این طرح یا نشدنی است و یا فوق العاده دشوار است. اما تلقی قابل تحقق و باورپذیرتری وجود دارد که به دنبال استخراج با واسطه این امتداد از مبانی عام است.

بر این اساس:

اول: ابتدا مبانی معرفت­شناختی، روش­شناختی و هستی­شناختی مسئله مورد نیاز ارائه می ­شود.

دوم: بر اساس این مبانی سه­گانه، فهم خاصی از انسان به دست می ­آید. (مبانی انسان­شناختی).

سوم: دانشمند علوم اجتماعی، بر اساس فهمی که از انسان پیدا کرده است، با مسائل اجتماعی روبرو می­شود و نظریه خاص خود را بر پایه آن ارائه می­ دهد.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»

انتهای پیام/

 

تقریر: حجة الاسلام بختیاری (طلبه سطح 4 مرکز آموزش تخصصی فلسفه اسلامی)