فلسفه علم

درگاه فلسفه علم

 

 

تقابل طب جدید و سنتی از منظر جامعه شناسی مذهبی و فلسفه علم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جامعه شناسی ماسک

مسجد بالاسر برای زیارتی نزدیک تر، برای مشتاقان ستیه، بانو فاطمه معصومه سلام الله علیها باز شده بود و بنده هم مشرف شدم، جای همه ارادتمندان خالی! ولی نکته ای که خیلی زود جلب توجه می کرد این بود که بعضیها که نمی گویم زیاد ولی کم هم نبودند ماسک نزده بودند. به خادم عرض کردم این بندگان خدا ماسک نزده اند، گفت بهشان گفته ایم ولی برخی می گویند این توطئه صهیونیست است!!

احتمالا شما هم با این دیدگاه مواجه شده اید. دیدگاهی که به شدت معتقد به توطئه و دروغ است. البته پر هم بیراه نیست، به واقع قرن اخیر قدقامت شیطان است و این امر نه تنها محتمل بلکه به تحقیق در موارد عدیده ای محقق شده است. ولی آیا این موضوع به غلظتی است که بتواند اصل اصالت صدق را محو کند؟ اصل این است که گفتمان ها به صدق است مگر آنچه خلافش ثابت شود. اما آیا تئوری توطئه لزوما همه چیز را محو می کند یا فقط احتیاط را بالا می برد. آیا این توطئه فراگیر اصل را بر کذب می گذارد و ما را مامور می کند که حقیقت را دستچین کنیم، یا اینکه اصل بر صدق است و دروغ را باید وجین نمود؟

گذر از این بحث عقلائی و پاسخ آن که تابع میزان فراگیری توطئه، متفاوت خواهد بود، آنچه اکنون مورد نظر ماست این است که به یک موضوع خاص یعنی کرونا بپردازیم و عملکرد یک قشر خاص، یعنی قشر مذهبی را مورد بررسی قرار دهیم. و از آن به حقیقت بزرگتری رهنمون شویم:

با پرسه زدن در دور همی های مذهبی می توان گفت، بین عملکرد مذهبیان اهل نت و حتی عده از معممین، با رویکرد روحانیون تراز شیعه در مورد کرونا شکافی دیده می شود. دوسویه این شکاف به این شرح است:

الف) بزرگان شیعه:

 شاید تقریبا بتوان گفت تمام مراجع، در مورد کرونا علمگرایانه عمل کردند. نه به این معنی که آنها جانب دارعلمگرائی به معنای آمپریسزم و یا اثبات گرایی اند، نه ولی علم تجربی را در جایگاه ویژه خود، حجت می دانند. روشن است که واژه حجت مفید معنایی غیر از حق است، که خود نکته ای مهم در فهم رویکرد فقهی شیعی است. مراجع و حتی ولی فقیه جامعه شیعی، خود و مقلدان خود را ملزم به تبعیت از آراء علمای طب نموده اند. برخی عدم رعایت را مستوجب دیه می دانند. همین اعزاء با بسته شدن حرم ها و مساجد که شاید در تاریخ 14 قرنی شیعی بی نظیر یا دست کم کم نظیر بود، بسیار ساده و علی الاصول کنار آمدند. این رویکرد تنها مربوط به مراجع نو اندیش نبوده است و حتی سنتی ترین این حضرات این موضوع را مسلم داشته اند. معنی این همگرائی یعنی ریشه دار بودن این نوع فتوا و رویکرد در تفکر شیعی!

شاید گفته شود این ناشی از غفلت از جریان توطئه است، ولی می بینیم برخی از همین حضرات آیات، مانند ولی فقیه جامعه با وجود اینکه خود بارها در مورد کرونا به احتمال توطئه اشاره کرده است، با واقعیات میدانی کرونا هرگز به ستیز نپرداخته و همواره در خط مقدم دفاع از اصول بهداشتی دانشمندان تجربی بوده است. پس این بزرگان، غافلان در خواب نبوده و بسا با تئوری توطئه نیز موافقند ولی آن را مستلزم عدم رعایت مباحث کرونایی نمی دانند.

ب) پاره ای از مذهبیان

در مقابل عده ای از قشر مذهبی که میعادگاهشان مانند بسیاری دیگر اینترنت و البته کانال های غیر رسمی اخبار و تحلیل و … است، به این نتیجه رسیده اند که همه اینها کار صهیونیست است. آری به واقع امکان این انتساب منتفی نیست، ولی ادعای این عزیزان گاه شاید شامل اصل وجود بیماری و یا راهکارهای مقابله با آن از جمله ماسک می شود. حتی برخی روحانیون نیز که اولی به پیروی از مدرسه فقاهت هستند با این افراد هم داستان اند. صد البته منکران کرونا منحصر در مذهبیان نیستند ولی آنچه ما اکنون به آن می پردازیم، مذهبیان اند.

گاه سخنان اینان خالی از استدلال هم نیست. مثلا آمار عراق را می گویند که چرا با عدم رعایت مشکل چندانی در عراق نیست. بله! آمار ابتلاء عراق با توجه به جمعیت نزدیک به 40 ملیونی آن، مانند کشورما بالاست، ولی آمار مرگ میر به واقع کم است و گاه به 5 نفر و یا 10 نفر رسیده است! اما آیا می توان این اتفاق را که خود موضوع یک پژوهش تجربی در تفاوت بیماری و بیماران در عراق و ایران و مسائلی این دستی است، با تحلیل سیاسی به جایگاه خود رساند؟

شاید بپرسیم، این عده با متنافض نمای ولایت مداری و عدم ماسک چه می کنند؟ راه حل، دشوار نیست، به توجیه سخن رهبری و حمل آن به مراتب تقیه و مصلحت می پردازند، که البته عقلا این طرز تاویل را نیازمند قرائن اطمینان آور می دانند. و آیا ممکن است رهبر جامعه دستوری بدهد، و منظورش خلاف آن باشد و رمزگشائی اش برای عده ای، آنها را در تکلیفی ضد آنچه آن مراد فرموده است به طریق اندازد؟ دریغ مدارید که گوییم بعید است، دست کم ادله ی بیشتری را مطالبه می کند.

تحلیل ماجرا:

 

گذر از همه اینها و اینکه کدام فرقه گفتارشان به حق است، این پدیده اجتماعی نشانگر تفاوت درک بزرگان شیعه و دامنه آنان از بخشی از معارف دین است، تفاوتی که شاید نتوان آن را در تفاوت سطح و عمق خلاصه کرد، و بوی یک دوگانگی بینونتی می دهد. و نیز نشانگر سطوحی از خودکامگی بینشی و البته در مواردی نادرتر گرایشی، در سطح اقشار مذهبی است. روشن است که آغاز و انجام این موضوع نیز تنها کرونا نیست.

همچنین نشانگر عدم گستردگی کافی فهم اقشار متوسط جامعه شیعی از یکی از مهمترین معارف حزبی شیعی است که همواره برای داشتن مجتمع دینی ممتاز نیازمند درک آن هستیم، و آن این که هر چند در فقه فردی تبعیت از خلاف آنچه می دانیم، جایگاهی ندارد، ولی در فقه اجتماعی برای شانیت عنصری به نام رهبری حتی آگاه ترین افراد یعنی فقها هم گاه مجبورند خلاف آنچه می دانند عمل کنند یعنی موظفند اشتباه کنند تا حکم ولایت فقیه نافذ افتد و این اشتباه نیست.

 

 

اما تحلیل این اختلاف بر اساس فلسفه علوم تجربی:

این مشکل، نمی دانم تا چه اندازه جدید است ولی به قدر کافی بزرگ شده است. کافی است به هشتک های برتر روزهایی که بحث واکسن زدن رهبر انقلاب مطرح شد، در ایتا (میعادگاه مذهبی ها) نگاه کنیم، هشتک هایی که بالاترین تکرار داشتند، هشتک هایی مانند #جان_رهبری_در_خطر_است، #نه_به_واکسن و … بود. تناقض ماسک نزدن و توطئه انگاری کرونا در بین مذهبیان ملتزم به بیان ولایت فقیه با توجیهات عجیب و بدتر از گناه، از همین دست است.

پدیده طب سنتی که حدود دو دهه از سرچشمه مردمان مذهبی جز مسائل پر تکرار در گفتمان مذهبی شده است، به طرز قابل اعتنایی گسترش یافته است و جالب آنکه شاید تا حدودی این پدیده با اقناع مردم بدون نیاز به ارائه استنادهای روش تجربی علمی به مخاطب و بسا با کمترین مناظره و مصارعه علمی در مسیری جدا از طب جدید پیش رفته است و به طرز پراگماتیک و یا شاید به مدد سایر عوامل غیر علمی مانند علل روانی، اقتصادی و … جای خود را باز کرده است. راقم گنهکار این سطور خود به طب سنتی بیشتر از طب جدید مراجعه دارد، لکن بر این باور است که نباید منطق تند غیر علمی که پشتوانه اش به طور مشخص، نفیا و اثباتا، هیچیک از مکاتب فلسفه علم نیست، باعث شود،  خود و خرد و روشمان را، مضحکه تاریخ علم و اهل علم کنیم. این علم ستیزی است و با توجه به اهمیت علم، یک گسست، دو قطبی و البته احتمالا انزوا را به همراه خواهد داشت….

 

پاسخ