يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرً‌ا كَثِيرً‌ا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ <<>> (خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی‌کنند، و) متذکر نمی‌گردند. سوره بقره﴿٢٦٩﴾
   جمعه ٢٦ آبان ١٣٩٦
صفحه اصلی > معاونت آموزش > معرفی کتب و سیرهای مطالعاتی  > معرفی برخی کتب ارزشمند فلسفی 
اخبار > اصول فلسفه و روش رئاليسم


معرفی کتاب
اصول فلسفه و روش رئاليسم
اين كتاب نوشته‏ ى علامه سيد محمد حسين طباطبائى صاحب تفسير الميزان مى‏باشد. اين فيلسوف بزرگ دوران تحصيل مقدماتى را در تبريز و تحصيلات عالى را در نجف اشرف نزد اساتيد بزرگ زمان خويش گذراند و بعد از اقامت در قم به تدريس تفسير و فلسفه و عرفان و تحقيق در اين زمينه‏ها پرداخت و آثار گرانقدرى از خويش بر جاى گذاشت كه مهمترين آنها در تفسير، الميزان و در فلسفه، بداية الحكمة و نهاية الحكمة مى‏باشد.
نسخه چاپي   معرفی کتاب ارسال به دوست
کد مطلب: ٣٨٧٩٩٧
گروه مطلب: معرفی برخی کتب ارزشمند فلسفی
تاریخ انتشار: 1395/11/02
ساعت: ٢٢:٤١
تعداد بازدید: 322

اصول فلسفه و روش رئاليسم مؤلف، موضوع، مطالب اين كتاب نوشته‏ى علامه سيد محمد حسين طباطبائى صاحب تفسير الميزان مى‏باشد. اين فيلسوف بزرگ دوران تحصيل مقدماتى را در تبريز و تحصيلات عالى را در نجف اشرف نزد اساتيد بزرگ زمان خويش گذراند و بعد از اقامت در قم به تدريس تفسير و فلسفه و عرفان و تحقيق در اين زمينه‏ها پرداخت و آثار گرانقدرى از خويش بر جاى گذاشت كه مهمترين آنها در تفسير، الميزان و در فلسفه، بداية الحكمة و نهاية الحكمة مى‏باشد. كتاب « اصول فلسفه و روش رئاليسم» نيز ثمره‏ى تدبير او براى تطبيق فلسفه‏ى اسلامى و فلسفه غرب است. اصل مطالب كتاب جزوه‏هاى درسى بوده كه علامه طباطبائى براى گروهى از نخبگان وادى حكمت و فلسفه مطرح كرده و آنها درباره‏ى آن بحث مى‏كرده‏اند، از اين رو هنگام چاپ نياز به اصلاح و توضيح داشت تا براى عموم مفيد باشد. علامه طباطبائى اين كار خطير را بر عهده‏ى شاگرد ممتاز خود استاد شهيد مرتضى مطهرى نهاد. آية الله مطهرى سالهاى طولانى خوشه‏چين اساتيد بزرگى همچون امام خمينى قدس سره و علامه طباطبائى ره بوده است و كتابهاى بسيارى در موضوعات فلسفى و معارف اسلامى تدوين نموده است كه هر يك داراى ابتكار خاصى است. ايشان در راه ترويج اسلام و زدودن افكار متحجرانه و تفسيرهاى غلط از اسلام تلاشهاى فراوان نمود و سرانجام در اين راه شهيد شد. استاد مطهرى در اين كتاب علاوه بر اصلاحات لازم در متن پاورقى‏هايى به آن افزوده است كه خود به تنهايى كتابى است و اگر كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم را دو كتاب در يك كتاب بناميم سخنى به گزاف نگفته‏ايم. مطالب اين كتاب در چهارده مقاله تنظيم شده است و داراى پنج مجلد و مجلد اول شامل مقالات فلسفه چيست، رئاليسم و ايده‏آليسم، علم و ادراك و ارزش معلومات مى‏باشد. مجلد دوم دو مقاله‏ى پيدايش كثرت در علم و ادراكات اعتبارى را در بر دارد. جلد سوم سه مقاله‏ى مباحث وجود، امكان و وجوب و علت و معلول را شامل است. مقاله‏هاى امكان و فعليت، حدوث و قدم، تقدم و تاخر و معيت، وحدت و كثرت، ماهيت جوهر و عرض در جلد چهارم و آخرين مقاله يعنى خداى جهان و جهان در جلد پنجم آمده است. مطالب كلى مقالات مقاله‏ى اول فلسفه چيست اين مقاله ضمن بررسى درباره‏ى ريشه‏ى فلسفه به تعريف آن مى‏پردازد و موضوع فلسفه را وجود بدون خصوصيت خاصى مى‏داند. آنگاه به رابطه‏ى فلسفه و سائر علوم مى‏پردازد و در اين رابطه به تحليل ماترياليسم ديالكتيك و فلسفه‏هاى مادى و رئاليسم و ايده آليسم پرداخته است. مقاله‏ى دوم رئاليسم و ايده آليسم يا فلسفه و سفسطه اين مقاله با تصوير حقيقت سفسطه و اقسام سفسطه به ريشه‏يابى اين دو مى‏پردازد و شبهات ايده آليسم را كه منكر علم به واقع هستند پاسخ مى‏گويد و در پايان با جدا كردن كسانى كه قسمتى از واقعيت عالم را منكرند از صف ايده‏آليسم، پيوند ريشه‏اى ماديگرايى و ماترياليسم ديالكتيك را با ايده‏آليسم توضيح مى‏دهد. مقاله‏ى سوم علم و ادراك اين مقاله به اثبات تجرد روح و ادراك اعم از حسى و خيالى و عقلانى مى‏پردازد و به ايرادات مادى‏گرايان در اين مورد پاسخ مى‏دهد. مقاله‏ى چهارم ارزش معلومات اين مقاله با مقدمه‏اى از استاد شهيد در رابطه با تعريف حقيقت و تحقق آن و ميزان تشخيص حقيقت از خطا و اجتماع اين دو و موقت و دائمى بودن، تحول و تكامل، مطلق و نسبى بودن حقيقت و سيرى تاريخى در آراء پيرامون نسبى بودن حقيقت، به طرح بحث از تطبيق ادراكات انسان با واقع مى‏پردازد. مقاله‏ى پنجم پيدايش كثرت در ادراكات اين مقاله با مقدمه‏اى از استاد شهيد در رابطه با آرا و نظرات پيرامون راه حصول علم براى انسان و محدوده‏ى آن كه تنها به ظاهر و آثار اشيا تعلق مى‏گيرد يا به اعم از ظاهر و باطن، به ريشه‏يابى علت كثرت مدركات مى‏پردازد كثرتى كه از طرف خود ذهن به وجود مى‏آيد نه از متعلق آنها و در ضمن در رابطه با راه حصول ادراكات در ذهن و حدود توانايى ذهن در كسب مجهولات و ادراكات حسى و عقلانى نيز بحث مى‏شود. مقاله‏ى ششم ادراكات اعتبارى اين مقاله به بررسى علوم(اعم از تصور و تصديق) مى‏پردازد كه به اعتبار ذهن حاصل مى‏شود و با ريشه‏يابى كردن آنها به تفكيك قضاياى اعتبارى و حقيقى مى‏پردازد و سپس اقسام اعتباريات و رابطه‏ى آنها را با حقائق مرتبط با آنها بيان مى‏كند. مقاله‏ى هفتم مباحث وجود يا هستى و هستى شناسى مباحث اين مقاله جزء مسائلى است كه پايه و اساس سائر مباحث فلسفى محسوب مى‏شود و از لحاظ صناعى آغاز فلسفه است. مقدارى از مباحث آن از قبيل تعريف فلسفه و موضوع آن كه وجود است در مقاله‏هاى قبلى بحث شده است و در اينجا در رابطه با تمايز و موضوع و مبادى تصورى و تصديقى علوم و مبادى و روش و اسلوب فلسفه و منشا اختلاف علوم در اين مسائل بحث مى‏شود. مقاله‏ى هشتم ضرورت و امكان مباحث مطرح شده در اين مقاله معانى ضرورت و امكان و چگونگى ادراك و منشا تحقق و اقسام آنها و قانون عليت و معلوليت در رابطه‏ى علت و معلول مى‏باشد. مقاله‏ى نهم علت و معلول مساله‏ى علت و معلول يكى از مباحث درجه اول فلسفه است كه با بسيارى از مسائل آن در ارتباط است. آنچه در اين مقاله مورد توجه است بحث پيرامون اصل احتياج معلول به چهار علت مادى و صورى و فاعلى و غايى است و بقيه‏ى مباحث علت و معلول در هر مقاله و فصل كه مورد احتياج است ذكر شده است. مقاله‏ى دهم امكان و فعليت قوه و فعل اين مقاله با هدف تفسير چگونگى تغيير و تبدل در عالم ماده به بحث از حقيقت و ابعاد و اجزاء تشكيل دهنده‏ى آن مى‏پردازد و از حركت و تكامل و زمان نيز در اين ارتباط بحث مى‏كند و نظر علم و فلسفه درباره‏ى ماده را مقايسه مى‏كند. پاورقى‏هاى استاد مطهرى در اين مقاله كمتر از پاورقى مقالات ديگر است و استاد قصد تكميل آن را داشته كه موفق نگرديده است و براى تكميل بحث يادداشت‏هايى از استاد كه براى تنظيم پاورقى‏ها موجود بوده در آخر مقاله اضافه شده است. مقاله‏ى يازدهم قدم و حدوث اين مقاله مسأله تقدم و تاخر و معيت زمانى اشيا و رابطه‏ى آنها را بررسى مى‏كند و ضمن بيان اقسام حدوث و قدم كه از تقدم و تاخر نشات مى‏گيرد به حدوث كل عالم و نياز آن به علتى قديم اشاره و بحث مفصل درباره‏ى آن را به مقاله‏ى چهاردهم وامى‏گذارد. اين مقاله خالى از حواشى استاد مطهرى است و تنها در آخر آن يادداشت‏هاى ايشان كه براى تنظيم حاشيه‏ها نوشته شده آمده است. مقاله‏ى دوازدهم وحدت و كثرت اين مقاله بعد از اثبات وحدت و كثرت در عالم به تقسيمات و احكام اين دو مى‏پردازد و با بحث از غيريت و اقسام آن، اقسام تقابل را مورد بحث قرار مى‏دهد. اين مقاله از هر گونه يادداشت و پاورقى استاد مطهرى خالى است. مقاله‏ى سيزدهم ماهيت، جوهر، عرض اين مقاله درباره‏ى تحقق ماهيت در خارج و اقسام آن و رابطه‏ى جنس و فصل و تعريف و اقسام جوهر و عرض بحث مى‏كند. اين مقاله نيز از هر گونه يادداشت و پاورقى استاد مطهرى خالى است. مقاله چهاردهم خداى جهان و جهان اين مقاله درباره‏ى آنچه در اصطلاح حكماى اسلامى الهيات بالمعنى الاخص خوانده مى‏شود بحث مى‏كند و زمينه‏ى شناخت ذات خداوند و صفات و افعال او و همينطور رابطه‏ى او با جهان را با ادله‏ى عقلى و براهين فلسفى فراهم مى‏كند و در ضمن آن اشكالات و شبهات ماديگرايان پاسخ داده مى‏شود. اين مقاله داراى مقدمه‏اى از استاد مطهرى پيرامون نظريات مختلف در رابطه با شناخت خداوند است. انگيزه و تاريخ تأليف و طبع استاد شهيد مرتضى مطهرى در مقدمه‏ى كتاب انگيزه‏ى تأليف كتاب را قصد علامه طباطبائى براى نوشتن يكدوره فلسفه مى‏داند كه در آن، دو فلسفه اسلامى و غرب مطرح باشد و با تحليل اين دو، فاصله‏ى بسيارى كه بين آن دو بوجود آمده و اين‏طور مى‏نماياند كه آنها دو مقوله‏ى جداگانه هستند، برداشته شود و بتواند نيازهاى امروز جامعه‏ى بشرى را پاسخ گويد. براى اجراى اين مقصود مرحوم علامه طباطبائى از حدود سال 1330 ه. ش جلساتى را تشكيل دادند كه در آن نخبگان حوزه در زمينه‏ى فلسفه مانند استاد شهيد مطهرى شركت مى‏كردند و در اين جلسات كه دو جلسه در يك هفته تشكيل مى‏شد علامه مسائلى را مطرح مى‏كردند و شاگردان نظر خويش را درباره‏ى آنها اظهار مى‏داشتند. نتيجه اين جلسات مقالاتى بود كه خمير مايه‏ى اين كتاب را تشكيل داده‏اند و آن‏طور كه از مقدمه‏ى استاد مطهرى بر جلد اول اين كتاب روشن مى‏شود تا اسفند 1332 ه. ش هر چهارده مقاله كامل شده بوده است. از همان ابتداى تنظيم مقالات، علاقه‏مندان بسيارى از روى آنها نسخه بردارى مى‏كردند و عده‏اى نيز تمايل به چاپ آنها داشتند ليكن اظهار مى‏داشتند كه چون فهم مطالب كتاب براى عموم ثقيل است توضيحاتى در مورد آنها نياز است. از آنجا كه علامه اشتغالات علمى فراوان داشتند اين مهم را به عهده‏ى شاگرد خاص خويش استاد شهيد مطهرى كه در آن زمان ديگر در آن جلسات شركت نداشت گذاشتند. پاورقى‏هاى استاد بر چهار مقاله در مدت چند ماه به پايان رسيده و در اسفند ماه 1332 به چاپ رسيده است كه جلد اول كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم را تشكيل مى‏دهد. فرصت كم استاد براى تنظيم پاورقى‏ها باعث گرديد كه جلدهاى بعدى اين كتاب با فاصله‏ى زياد و در مدتى طولانى آماده‏ى چاپ شود از اين رو جلد دوم كتاب در طول سال 1333 به اتمام رسيده و در اسفند ماه همان سال چاپ شده است و جلد سوم تا سال 1335 به تعويق افتاده و در اين سال چاپ شده است و گرفتاريهاى استاد و اختلاف ايشان با مرحوم علامه در بعضى مسائل علمى باعث تاخير تأليف جلد چهارم از جلد پنجم شد و تأليف و چاپ جلد پنجم را نيز تا سال 1350 به تاخير انداخت و در اين مدت سه جلد اول و دوم و سوم چندين بار چاپ و منتشر گرديد. شهادت استاد فرصت تمام كردن پاورقى‏هاى جلد چهارم را به او نداد. اين جلد در سال 1364 به همراه پاورقى‏هايى كه استاد بر مقاله‏ى دهم نگاشته بودند و مباحث متفرقه ديگرى كه از ايشان در مورد قوه و فعل و حدوث و قدم موجود بود در پايان مقالات دوازدهم و سيزدهم چاپ شد و اين دو مقاله از پاورقى خالى است. ذكر اين نكته لازم است كه متن اين مقالات قبلا به همراه ديگر مجلدات چاپ شده بوده است و در اين سال به همراه توضيحات و پاورقى هاى استاد چاپ گرديده است. اين كتاب در سالهاى بعد نيز به شكلهاى مختلف يكجلدى و چند جلدى چاپ شده است و برنامه‏ى كامپيوترى مركز تحقيقات از روى چاپ پنج جلدى انتشارات صدرا تهيه شده است. اعتبار علمى كتاب استاد شهيد مرتضى مطهرى در مقدمه‏ى جلد اول اصول فلسفه و روش رئاليسم درباره‏ى اعتبار علمى اين كتاب بعد از تذكر اين نكته كه در آن زمان علوم غربى و نام علما و فلاسفه‏ى غرب بر سر زبانها افتاده بود مى‏فرمايد مدتى است كه توجه علاقه‏مندان جلب شده است كه عقايد و آراء جديد در فلسفه‏ى قديم وارد شود و بين نظريات جديد و نظريات فلاسفه‏ى اسلامى مقايسه شود. متأسفانه تاكنون اين منظور عملى نگرديده و از آن زمان تا كنون آنچه رسالات فلسفى نشر يافته يا صرفا بسبك قدما بوده و احيانا در مسائل مرتبط بطبيعيات و فلكيات هم كه نظريات جديد بكلى مخالف آنها است باز از سبك قديم پيروى شده و يا آنكه صرفا جنبه‏ى نقل و ترجمه‏ى نظريات جديد را داشته است. .. در اين كتاب هم مسائلى كه در فلسفه‏ى قديم نقش عمده را دارد و هم مسائلى كه در فلسفه‏ى جديد حائز اهميت است مطرح مى‏شود و چنانكه در جاى خود توضيح مى‏دهيم در ضمن اين كتاب به قسمت‏هايى برخورد خواهد شد كه در هيچيك از فلسفه اسلامى و فلسفه اروپائى سابقه ندارد مانند معظم مسائلى كه در مقاله‏ى پنجم حل شده و آنچه در مقاله‏ى ششم بيان شده است. در مقاله‏ى ششم با طرز بى‏سابقه‏اى به نقادى دستگاه ادراكى و تميز و تفكيك ادراكات حقيقى از ادراكات اعتبارى پرداخته شده است. در اين مقاله هويت و موقعيت ادراكات اعتبارى نشان داده مى‏شود و فلسفه از آميزش با آنها بر كنار داشته مى‏شود و همين آميزش نابجا است كه بسيارى از فلاسفه را از پا در آورده است. در اين كتاب در عين اينكه فلسفه حريم خود را حفظ كرده، با علوم مختلط نمى‏شود رابطه‏ى فلسفه و علم محفوظ مانده است ولى رابطه‏ى فلسفه با طبيعيات و فلكيات قديم بكلى قطع شده و لدى الاقتضا از نظريات علمى جديد استفاده مى‏شود. ايشان در مقدمه‏ى جلد دوم علاوه بر تذكر مطالب بالا مى‏فرمايد تذكر اين نكته لازم است كه مى‏بينم بسيارى گمان كرده‏اند كه منظور اصلى اين كتاب فقط انتقاد و رد فلسفه مادى است لهذا ناچاريم كه مجددا در مقدمه‏ى اين جلد يادآور شويم كه هدف و مقصد اين كتاب عالى‏تر از اين است و اگر مقصود فقط رد فلسفه‏ى مادى و بيان انحرافات ماترياليسم ديالكتيك بود اينقدر به خود زحمت نمى‏داديم و مباحث عميق و دقيق فلسفه را طرح نمى‏كرديم ما در همين دو مقاله به مباحث و مسائلى بر مى‏خوريم كه پيشروان فلسفه‏ى مادى بويى از آنها نبرده‏اند و كمترين فائده‏اى كه خواننده‏ى عزيز از اين دو مقاله مى‏برد اين است كه به خوبى درك مى‏كند كه ماديين فرسنگها از مرحله دورند و در اعماقى كه فلاسفه‏ى شرق و غرب در باب افكار و ادراكات و عقل و معقول نمود كرده‏اند نتوانسته‏اند وارد شوند و صدها نكته‏ى باريكتر از مو در اين مباحث هست كه ماديين بكلى از آنها بى اطلاعند. همانطور كه در مقدمه‏ى جلد اول گفته شد هدف اصلى اين كتاب به وجود آوردن يك سيستم فلسفى عالى بر اساس استفاده از زحمات گرانمايه‏ى هزار ساله‏ى فلاسفه‏ى اسلامى و از ثمره‏ى تحقيقات وسيع و عظيم دانشمندان مغرب زمين و از به كار بردن قوه‏ى ابداع و ابتكار است. اين كتاب با توجه به جامعيت، اختصار، طرح ساده‏ى مطالب و مسائل ابداعى در شيوه‏ى ارائه مطالب و موضوعات جديد هر چند در بين علاقه‏مندان به فلسفه مطرح و مورد رجوع بوده است ولى شايستگى اين را داشته كه متن درسى نيز بشود و متاسفانه شايد به خاطر فارسى بودن متن يا عللى ديگر مورد كم توجهى قرار گرفته است. ابتكارات علامه ره در كتاب اصول فلسفه و شيوه‏ى ارائه مطالب همانطور كه قبلا اشاره كرديم اصل اين كتاب داراى روشى بديع است كه در هيچ كتاب ديگرى وجود ندارد. ولى بعضى مباحث مطرح شده در كتاب نيز از ابتكارات علامه ره مى‏باشد و در ميان گذشتگان چنين مباحثى مطرح نبوده است. استاد شهيد مرتضى مطهرى در موارد مختلفى ابتكارى بودن مباحث را توضيح مى‏دهد. در مقدمه‏ى جلد دوم به طور كلى بعضى مباحث مقاله‏ى پنجم را از آن دسته مسائلى مى‏داند كه نه در كتاب‏هاى قدما آمده است و نه در فلسفه و منطق و علم النفس جديد و در ضمن مباحث مقاله آن موارد را مشخص مى‏كند كه عبارت است از 1 بى سابقه بودن تجزيه و تحليل ذهن و ادراكات آن تحت عنوان كيفيت پيدايش كثرت در ادراكات‏ 2 بررسى دقيق منشأ پيدايش تصور جوهر و عرض‏ 3 تبيين كيفيت انتزاع بديهيات اوليه از محسوسات. ايشان در مقدمه‏ى مقاله‏ى ششم نيز به يك مورد از ابتكارات علامه طباطبائى ره اشاره مى‏كند. 4 بررسى رابطه‏ى ادراكات با دو اصل كوشش براى حيات و اصل انطباق با احتياجات و به وجود آمدن ادراكات اعتبارى در اين رابطه و در مقدمه‏ى جلد دوم بطور كلى جدايى و تمييز بين ادراكات اعتبارى و حقيقى را يكى از مباحث ابتكارى مطرح شده در مقاله‏ى ششم مى‏داند. در جلد سوم نيز دو مساله از مقاله‏ى هفتم يعنى موجود معدوم نمى‏شود و عدم نسبى است را از مسائلى مى‏داند كه اولين بار در اين مقاله بطور مستقل و با سبك مخصوصى از آن بحث شده است. يكى از نكاتى كه در ارائه مطالب، مورد نظر علامه و استاد شهيد مطهرى بوده ساده نويسى است زيرا آنها مى‏خواسته‏اند مطالب را به گونه‏اى ارائه كنند كه براى عموم علاقه‏مندان به فلسفه قابل استفاده باشد تا همه با داشتن اطلاعات مختصرى بتوانند از آن استفاده كنند. در اين ارتباط از بيان دلائل و برهان‏هاى متعدد خوددارى شده و تنها ساده‏ترين برهان‏ها آورده شده است. علامه طباطبائى در اين كتاب ابتدا اصل بحث را تقرير كرده و آنگاه به ايرادات مخالفان مى‏پردازد و بعدا نيز آراء مختلف پيرامون آن مساله را بيان مى‏كند و در هنگام بيان ايرادات تنها به ايرادات موجود اكتفا نشده بلكه ايرادات ذكر نشده‏اى كه احتمال دارد به ذهن بيايد نيز مطرح گرديده است. پاورقى‏هاى استاد شهيد غناى بسيارى به اين كتاب بخشيده است به خاطر اختصار متن كتاب، در اكثر مقالات مقدمه‏اى از طرف استاد براى روشن شدن اصل بحث طرح گرديده و در خلال مباحث نيز هر جا مطلب يا اصطلاحى وجود داشته استاد به بيان سابقه‏ى تاريخى و دگرگونى‏هاى معنايى آن پرداخته و زمينه را براى عدم اختلاط بين اصطلاحات فراهم آورده است. اين شيوه بحث، انسان را با سابقه‏ى تاريخى هر بحث هر چند بطور اجمال آشنا مى‏سازد و او را در جريان تمام آراء و نظريات آن مبحث قرار مى‏دهد. يكى از خصوصيات ارزنده‏ى اين كتاب هم در متن و هم در پاورقى‏ها به بررسى دو جانبه‏ى فلسفه‏ى غرب و فلسفه‏ى اسلامى و مقايسه‏ى فلسفه و علم در روش و استدلال است. اين مقايسه در همه‏ى مباحث كتاب بصورت جالب و بديع مطرح شده و خواننده را با فضاى حاكم بر هر دو فلسفه و هر دو حوزه‏ى معرفتى آشنا مى‏كند.

 
قبل از ارائه هرگونه نظر یا سؤال، به این موارد توجه نمایید:
1) مطلب فوق را کاملاً مطالعه و از تکراری نبودن نظر یا سؤال خود اطمینان حاصل فرمایید.
2) از ارائه نظر غیرمرتبط با مطلب فوق، در این بخش خودداری کنید.
3) نظر یا سؤال خود را گویا و مختصر (حداکثر در 4 سطر) بیان نمایید؛ در غیر این صورت، مدیریت سایت، مجاز به ویرایش و اختصار آن خواهد بود.
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج